الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

529

علل الشرايع ( فارسي )

ابليس در جنب حضرت بود لذا به مجرّد اين كه آن جناب اراده كرد انگور بكارد ، ابليس گفت : اين درخت مال من است . نوح به او گفت : دروغ مىگويى . ابليس عرض كرد : پس از آن چه مال من مىباشد ؟ نوح فرمود : دو ثلث آن مال تو است و يك ثلث تعلَّق به من دارد و از همين جا حلَّيت مأكولاتى كه به ثلث برمىگردند و از آنها همين مقدار مىماند ناشى گرديده است . حديث ( 3 ) ابو عبد الله محمّد بن شاذان بن احمد بن عثمان پروازى از ابو على محمّد بن محمّد بن الحارث بن سفيان حافظ سمرقندى از صالح بن سعيد ترمذى ، از عبد المنعم بن ادريس ، از پدرش ، از وهب بن منبه يمانى نقل كرده كه وى گفت : وقتى نوح عليه السّلام از كشتى بيرون آمد شاخه هاى درختان خرما و انگور و ساير درختان ميوه را كه با او در كشتى بودند كاشت پس در ساعت ميوه دادند . زمانى كه نوح عليه السّلام در كشتى قرار داشت شاخه انگور با او بود و آخرين محموله اى كه از كشتى بيرون آورده شد همان شاخه انگور بود كه بعدا جناب نوح نيافتش و جهتش آن بود كه ابليس آن را مخفيانه برداشت ، نوح پس از گردش و نيافتن آن برخاست كه داخل كشتى شده و آن جا را تفحّص كند ، فرشته اى كه با نوح بود عرضه داشت : اى پيامبر خدا بنشين به زودى آن را نزد شما خواهند آورد . نوح بجايش نشست ، فرشته عرض كرد : در عصير ( آبى كه از فشردن انگور به دست مىآيد ) آن شريك دارى لذا حق شريكت را نيكو رعايت نما . نوح فرمود : يك هفتم از عصير مال شريك و شش قسمت ديگر مال من . فرشته عرضه داشت : احسان كن و به او بيشتر بده چه آنكه تو نيكوكار مىباشى . نوح فرمود : يك ششم مال او پنج ششم ديگر مال من . فرشته عرضه داشت : باز احسان كن كه تو محسن و نيكوكار مىباشى . نوح فرمود : يك پنجم مال او و چهار پنجم ديگر مال من . فرشته عرضه داشت : احسان كن كه تو محسن و نيكوكار هستى . نوح فرمود : يك چهارم مال او و سه چهارم ديگر مال من . فرشته عرضه داشت : باز در حق او احسان كن كه تو محسن و نيكوكار مىباشى .